چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!
دوشنبه 7 دی 1388 12:30 ب.ظ
خدا یا کفر نمی گویم!
پریشانم
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
میگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!
دکتر شریعتی
با تشکر از سایت قندون
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
لطفا کمی مکث کنید !!!
جمعه 11 اسفند 1385 07:03 ق.ظ
ارسال شده در: عمومی ،
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
سرود گل
جمعه 11 اسفند 1385 07:03 ق.ظ
ارسال شده در: عمومی ،
از همین روزن گشوده بدود
به پرستو، به گل ، به سبزه درود ، به شکوفه ،
به صبحدم ، به نسیم
به بهاری که میرسد از راه ، چند روز دگر به ساز و سرود
ما که دل هامان زمستان است
ما که خورشیدمان نمی خندد
ما که باغ و بهارمان پژمرد
ما که پای امیدمان فرسود
ما که در پیش چشم مان رقصید
این همه دود زیر چرخ کبود
سر راه شکوفه های بهار ، گریه سر می دهیم با دل شاد
گریه شوق با تمام وجود
" فریدون مشیری "
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
سرود گل
جمعه 11 اسفند 1385 07:03 ق.ظ
ارسال شده در: عمومی ،
از همین روزن گشوده بدود
به پرستو، به گل ، به سبزه درود ، به شکوفه ،
به صبحدم ، به نسیم
به بهاری که میرسد از راه ، چند روز دگر به ساز و سرود
ما که دل هامان زمستان است
ما که خورشیدمان نمی خندد
ما که باغ و بهارمان پژمرد
ما که پای امیدمان فرسود
ما که در پیش چشم مان رقصید
این همه دود زیر چرخ کبود
سر راه شکوفه های بهار ، گریه سر می دهیم با دل شاد
گریه شوق با تمام وجود
" فریدون مشیری "
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
حتی اگر نباشی...
دوشنبه 16 بهمن 1385 07:02 ق.ظ
ارسال شده در: عمومی ،
می خواهمت چنان که شب خسته خواب را
می جویمت چنان که لب تشنه آب را
محوتوام چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آقتاب را
بی تابم آن چنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را
بایسته ای چنان که تپیدن برای دل
یا آن چنان که بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی، می آفرینمت
چونان که التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر زپاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را
دکتر قیصر امین پور
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
زنگ انشا
دوشنبه 16 بهمن 1385 07:02 ق.ظ
ارسال شده در: انشا و نگارش ،
به نظر مانوشتن برای فرد یك حسن محسوب می شودوصد البته بهتركه آن فرد معلم باشد.
حتی معتقدیم معلما ن باید راننده قطار "واژه های مرسل "باشند، زیرا در دو راهی ها وجاده های پیچ در پیچ وگونه گون ممكن است این وسیله نقلیه عمومی، كه افرادی هم بعضی اوقات شیشه هایش را نشانه می روند، واژگون شود ودر این میان، سهم معلمان ودبیران دلسوز كه لباس فاخر ادبیات وانشا را پوشیده اند بسی سنگین تر است زیرا با فرهنگ وعلم وتاریخ ومذهب و...... سرو كار دارند ومگر نه این است كه او"این كهن بوم وبر را دوست دارد؟!"
در زنگ انشا تكیه بیشتر بردوش انشا است یعنی درست بر خلاف جریان آب.آب كه نه مرداب !!ولی به قول سلمان هراتی:"مرا با ركود مرداب ها كاری نیست" وبه بیان دلنشین دكتر شفیعی :
حسرت نبرم به خواب آن مرداب
كارام درون دشت شب خفته است
دریایم و نیست باكم از طوفان
دریا همهعمرخوابش اشفته است
نمونه ای از انشا دانش آموزان:
زندگی به شیرینی انار سرخ بر روی درختی تنومند است كه گاه گاهی ازاین دانه های شیرین وآبدار می خوریم وولذت می بریم خداوند را به خاطر این همه نعمت شكر می گوییم.
مریم حسینی نژاد-اول راهنمایی
پسركی با دوچرخه ی خودآمد واز كنارپنجره ی حصیری كلاس ما رد شد وزنگش رابه صدا در آورد، آن روز زنگ آخر بود وبچه ها مانند لشكریان شکست خورد، خسته وخواب آلود بودند.
وقتی صدای زنگ راشنیدند مانند سربازان پادگان
از جا پریدند ومرتب ومنظم شدند. یك دفعه یكی از بچه ها گفت :صدای زنگ دوچرخه، انشا بنویسیم؟ ومعلم قبول كرد وبچه ها پسر را ناله ونفرین كردند وبا تمام سختی ومشكلات انشا را نوشتند.
ابولفضل تاجیك –دوم راهنمایی
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
جدید ترین مقالات انشا و نگارش
دوشنبه 25 اردیبهشت 1385 02:05 ق.ظ
ارسال شده در: انشا و نگارش ،
در لینک های زیر مقالات برتر انشا و نگارش که از سوی همکاران ارائه شده اند آورده شده است.
۳. روش یورش مغزی در تدریس انشاء
۶.فراهم نمودن فرصتهای مناسب نوشته های خلاق
با تشکر از مدیریت محترم وبلاگ تدبیر که این مقالات را در اختیار ما گذاشتند.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 3 خرداد 1385 08:05 ق.ظ
نوشتن خلاق
دوشنبه 18 اردیبهشت 1385 09:05 ق.ظ
ارسال شده در: انشا و نگارش ،
چشم ها را باید شست جور دیگردید.
کسی می تواند خلاق باشد که خودش را از حصار استاندارد ها و فرمول ها رها سازد در مدارس ما تنها درسی که می توان در آن از حوزه ی فرمولها خارج شد در درس انشا است چون برنامه ی ثابتی ندارد و دانش آموزان را با دنیای واقعی آشنا ساخته و آنها را با مسائل جدید و ناشناخته هاآشنا می سازد .در گیری با این عرصه ها قوی ترین ،قدیمی ترین و موثر ترین حوزه برای بروز خلاقیت دانش آموزان است . به یاد داشته باشیم: اعتقاد بر این که فقط دانش کنونی از توسعه دانش با ارزش تر است و حرف های جدید نگران کننده اند خطر ناک است ومانع بروز خلاقیت می شود . فرا موش نکنیم که :ایجاد الگو و چارچوب برای درس انشا و ارائه پاداش به دانش اموزانی که در آن چار چوب حرکت کرده اند . انگیزه ای را برای بروز خلاقیت در دانش آموز ایجاد نمی کند. توجه کنیم : نگاه ثابت و یکسان به درس انشا و سایر دروس در ارزشیابی این در س یک مزاحم جدی در بروز خلاقیت است. تذکر : هر چارچوب به هم ریخته نظم جدیدی به وجود می آورد . در ارزشیابی به جای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به ارزشیابی پیشروی تحصیلی بپردازید (چه فکر جدیدی و چه اندیشه ی نوی داری.) مسئله محور باشید نه موضوع محور (ساعت در س انشائ ساعت تصرف اطلاعات است .) برنامه ها و فعالیت های از قبل پیش بینی نشده انجام دهید. (در این ساعت حواست پرت شود و به هر جا که دوست دارد برود یادت باشد تو خودت یک دنیا دانشی و تو خودت یک دنیا زمینه ای از دنیایت استفاده کن . و آن را هر طور دوست داری و فکر می کنی قشنگ تر است بساز. ) قصد برنامه ریزان آموزش وپرورش این است که ترس از نوشتنم را در کودکان از بین ببرند بنابراین با فراخوان نوشتن خلاق از ما خواسته شده که با ارائه تجربه ها و را هکار های کاربردی خود در این امر مهم سهیم شویم .
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 25 اردیبهشت 1385 02:05 ق.ظ
آموزش انشا نویسی در دوره راهنمایی
دوشنبه 18 اردیبهشت 1385 09:05 ق.ظ
ارسال شده در: انشا و نگارش ،
انشا واژه ای كه همواره فكر مرا به خود مشغول می كرد .آن وقت ها كه هنوز دانش آموز دوره ی ابتدایی بودم ،نمی توانستم انشای خوبی بنویسم .تمام هم و غمم در ساعت انشا این بود كه چه بنویسم تا هم معلم از آن راضی باشد و هم نزد بچه ها شرمنده نشوم . روزی از دبیر پرسیدم : انشا چیست و چه طور نوشته می شود ؟ دبیر جواب داد : انشا ،انشائه دیگه ! آنچه می نویسی . بعد هم گفت : خوب بنویس ،قلم خوردگی نباشه ،نقطه را بگذار ،حاشیه را رعایت كن و … پاسخ او مرا قانع نكرد .دلم می خواست راه و روش نوشتن انشا را خوب یاد بگیرم تا حاصل فكر و زحمتم را در كلاس بخوانم ،نه این كه مثل اكثر بچه ها والدینم زحمت نوشتن انشا را برایم بكشند و هنگام قرائت آن در كلاس از عهده ی تلفظ كلمات سخت عاجز بمانم و معلم باز هم بگوید : بهتر است زنگ انشا پدرتان را هم بیاورید .بنابراین از دیگران سؤال كردم اما راهنمایی های آنها نیز مرا به نتیجه نرساند . تا این كه بعد از ده سال داستان نویسی فهمیدم كه انشا چیست و چه طور نوشته می شود . بعد خیالم راحت شد . و اما زمانی كه به عنوان معلم انشا در كلاس سوم راهنمایی مدرسه ی عاشورا حضور یافتم ،پی بردم دانش آموزان هنوز با مشكلات و دغدغه های زیادی روبرو هستند . هر جلسه چند نفر پیدا می شدند كه انشا ننوشته بودند ،بعضی هم از كتابی كپی كرده بودند ،انشای برخی دیگر نیز از نوشته های دانش آموزان دوره ی ابتدایی هم ضعیف تر بود . اغلب آنها با اصول و فنون انشانویسی آشنا نبوده و حتی قادر نبودند یك صحنه یا منظره را توصیف كنند . هیچ یك از دانش آموزان كلاس فوق با مراحل شكل گیری انشا آشنا نبوده و بدون داشتن طرح و رعایت اصول انشا نویسی شروع به نوشتن می كنند و ناگفته معلوم است كه بعد از نوشتن مقدمه های همیشگی كه آنرا حفظ نموده اند از ادامه ی راه عاجز هستند .
عطا كوسلی از بندرتركمن
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تقویت قوه تجزیه و تحلیل دانش آموزان در درس انشا
دوشنبه 18 اردیبهشت 1385 09:05 ق.ظ
ارسال شده در: انشا و نگارش ،
در این مقاله قدرت بحث و بیان نظرات و پیشنهادها وقوه ی تجزیه و تحلیل دانش آموزان و تاثیر آن در درس انشا مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
نگارنده ی این مقاله رابعه گوكلانی از گرگان می باشد.
تقویت قوه تجزیه و تحلیل دانش آموزان در درس انشا
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تعداد کل صفحات : 5 1 2 3 4 5
تبلیغات 