تبلیغات
ادبیات فارسی
 

 

ادبیات فارسی

 
 

  درباره ی من

 


مدیر وبلاگ: گروه ادبیات - گروههای آموزشی

 
 

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو مطالب

لینك آر اس اس

تماس با ما

تم دیزاینر



  موضوعات

عمومی

مقاله های ادبی

دستور زبان

گنجینه های آشکار

اندیشمندان دیار آشنا

قلم فرسایان هفت اقلیم

روش های نوین تدریس

انشا و نگارش



  دیگر امکانات

 

نویسندگان :

 

گروه ادبیات - گروههای آموزشی


آمار بازدید :
:: تعداد مطالب :
:: تعداد نویسندگان :
:: آخرین بروز رسانی :
:: بازدید امروز :
:: بازدید دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: بازدید کل :
:: آخرین بازدید :


 


 
 
ضعف املا در پایه اول راهنمایی
مرتبط با : روش های نوین تدریس

در مقاله ارسالی زیر از خانم لیلا مقصودلو (از بندرتركمن) مشکلات املایی دانش آموزان دوره ی راهنمایی خصوصا اول راهنمایی بررسی شده است و در نهایت راه کار هایی نیز ارائه شده که قابل توجه و تامل است.

ضعف املا در پایه اول راهنمایی


  

 
  نوشته شده توسط گروه ادبیات - گروههای آموزشی در دوشنبه 18 اردیبهشت 1385
 

نظرات (

 
 

 
خلاقیت درانشا و انشا نویسی
مرتبط با : انشا و نگارش

کودکان تخیلات ایده ها و افکار خود را با به کا ر گرفتن روشهای گوناگون وخاص خود بیان می کنند . آن ها نقاشی می کنند، داستان می نویسند ،نقش بازی می کنند، مسآله حل می کنند، یک قطعه  موسیقی را با ابزاری ساده می سازند کار دستی درست می کنند ....

کودکان برای ارائه کا رهای خلاقانه ی خود نیازمند ایده ها و اطلاعات کافی اند که با ترکیب کردن آنها بتوانند قوه ی ابتکار ونوآوریشان رابه نمایش بگذارند .این بار از ما معلمان خواسته شده است که با ارائه ی روشهایی نوین از این  استعداد درونی(خلاقیت ) کودکان در کلاس های درس بهره بگیریم و در زمینه های نوشتاری و داستان نویسی تقویت سازیم و آن رادر جهت حل مسائل در حال و آینده آماده سازیم . .بدین منظور طرح مقاله نویسی نوشتن خلاق(درس انشاء) ارائه شده ما نمونه هایی از مقالات برگزیده را جهت استفاده شما  در ج می کنیم :

( بر روی لینک ها کلیک کنید )

۱- شیو ه های آموزش خواندن و تاثیر آن در انشا

۲- دریچه ای به سوی خلاقیت

منبع :وبلاگ آموزش ابتدایی بوستان و گلستان


  

 
  نوشته شده توسط گروه ادبیات - گروههای آموزشی در جمعه 25 فروردین 1385
 

نظرات (

 
 

 
عقاب ها
مرتبط با : عمومی

روزی، بر فراز چراگاهی بزرگ ،  گوسفندی  با بره اش  در  حال چرا كردن بودند. عقابی بالای سر این دو چرخ می زد و با چشمانی پر از گرسنگی گوسفند وبره اش

را بر انداز می كرد و می خواست به پایین بیاید و شكارش  را بگیرد. اما در همین

حین عقاب دیگری در آسمان پدیدار شد و بر بالای سر گوسفند و بره به پرواز در-

آمد . هنگامی كه ای دو رقیب همدیگر را دیدند با فریاد های خشم آلود جنگی تمام عیار را آغاز كردند . گوسفند نگاهی  به بالای سر خود انداخت و شگفت زده  شد.

سپس به بره ی خود رو كرد و گفت :

" چه شگفت كودك من!   این دو پرنده  شكوهمند با  هم  نبرد  می كنند  تا از مقدار بیشتری از آسمان  بهره مند  شوند ! آیا  وسعت این  فضای بیكرانه  برای هر دوی

اینها كافی نیست؟ بره ی كوچك من!  ای كاش  هر چه زود تر بین برادران  بالدارت صلح و دوستی بر قرار باشد!"

وبره در حالی  كه معصومانه  به آن  دو عقاب  می نگریست  این  آرزو را  در قلب كوچك خود تكرار كرد .

 

(جبران خلیل جبران)


  

 
  نوشته شده توسط گروه ادبیات - گروههای آموزشی در چهارشنبه 16 فروردین 1385
 

نظرات (

 
 

 
ارزش یک تبسم :
مرتبط با : عمومی

* تبسم خرجی ندارد.

 

* تبسم ، بدون اینکه دهنده اش را فقیر کند، گیرنده اش را ثروتمند می سازد.

 

* تبسم ، فقط یک لحظه پایدار است ولی گاهی خاطره اش تا ابد باقی می ماند.

 

* تبسم ، در خانه خوشبختی ایجاد می کند و د رتجارت حسن نیت ، زیرا تبسم نشانه ی دوستی و رفاقت است .

 

* تبسم خستگی را برطرف و افراد مایوس را امیدوار می کند.

 

* تبسم اشعه آفتاب است برای افسردگان و بهترین پادزهر طبیعی است برای ناراحتی .

 

* تبسم را نه می توان خرید ، نه می توان گدایی کرد و نه می توان دزدید.

 

* اگر می خواهید مردم شما را دوست بدارند تبسم کنید.

 

* یک تبسم می گوید " من دوستت دارم ، تو مرا خوشحال می کنی ، از ملاقات تو خوشحالم.

 

 

 

کاریکلماتور:

 

* غنچه ای که شکوفا نمی شود ،بهار را در خود احتکار کرده است.

 

* وقتی صدایم را بلند می کنم ، کمر سکوتم رگ به رگ می شود.

 

* یه نفر دلشو می بازه ، مربی اش رو از کار برکنار می کنه.

 

* یکی از خوشحالی بال در میاره ، شکارچی شکارش می کنه .

 

* یکی حواسشو جمع می کنه ، می بره جای دیگه پهن می کنه .

 

* حواسم که پرت شد ، شیشه همسایه شکست.

 

* روی زبانم وازلین مالیدم تا زبانی چرب و نرم داشته باشم.

 

* به گلخانه رفتم تا یک بوته ی فراموشی بخرم.

 

* یک کدو تنبل خریدم و آنرا به کلاس تقویتی فرستادم.

 

* برای اینکه سر بسته حرف بزنم ، سرم را دستمال بستم.

 

* سبیل گذاشتم تا حرفها را زیر سیبیلی رد کنم.

 

* کفشم را در نمی آورم چون می ترسم کسی پا تو کفشم کند.

 

* کفشم را می تکانم تا ریگی به کفشم نباشد.

 

* برای اینکه از انسانیت بویی برده باشم انسانها را بو می کنم.

 

* از مرحله پرت شدم پایم شکست .


  

 
  نوشته شده توسط گروه ادبیات - گروههای آموزشی در چهارشنبه 16 فروردین 1385
 

نظرات (

 
 

 
اختتامیه جشن نوروزی
مرتبط با : عمومی

سیزدهم فروردین ماه درگفتار ایرانیان از آن به عنوان 13به در یاد می کنند یکی از روزهای شادمانی و سرور است .

عده ای به واسطه ی آن که آگاهی کمتری دارند ، ازاین روز به عنوان روز نحس یا د می کنند در صورتی که در هیچ یک از کتابهای باستانی یا آثار پژوهشگران آداب و سخن ایرانیان   به نحس بودن یا شوم بودن این روز اشاره نشده بلکه از این روز به عنوان" تیر روز"که روز بسیار سعید و فرخنده ای است یاد می کنند .

به میمنت این فرخندگی که در پایان جشن های رسمی نوروز قرار داده اند که مردم خانه و کاشانه ی خود را ترک گفته و در دامان طبیعت و جویبارهای روان به جشن و پایکوبی می پردازند .این سنت از زمان جمشید که سالهای پی در پی را در دامان طبیعت خیمه و خرگاه  برپا می کرده است برجای مانده و هم اکنون نیز ادامه دارد.

******************************************************

کی اول شروع کرد به گره زدن

 ماجرا از آنجا شروع شد که کیومرث نخستین بشر روی زمین (بر اساس افسانه آفرینش در ایران باستان ) اولین پادشاه ، دختر  و پسری داشت بنام مشیه و مشیانه  که دو قلو بودن و چون تنها این دختر و پسر روی زمین بود در روز سیزدهم  فروردین برای اولین بار ازدواج کردن از آنجایی که در آن زمانه محضری نبود تا با هم عقد کنند. اصلا عقد و نکاح شناخته شده نبودآن دو تصمیم گرفتند  یک فکر خلاقانه بکنند ناگهان چشمشان به نوعی علف به نام "مورد " افتاد  پس باهم دیگه شاخه های مورد به هم گره زدن  پایه ازدواج خودشان را بنا کردند و چه مستحکم  ...

این راز در بین ایرانیان گشت و همه از اون آگاه شدند و به یاد سالگرد ا زدواج مشیه و مشیانه هر ساله در روز 13 فروردین دختر ها و پسر های دم بخت این مراسم را انجام می دادند .

هنوز هم دختر ها و پسر ها برای بستن پیمان زنا شویینیت می کنند و علف گره می زنند .  

 

برگرفته از کتاب اصل و نصب   

اثر :عبد العظیم  رضایی( با تلخیص)

منبع : وبلاگ تدبیر
 


  

 
  نوشته شده توسط گروه ادبیات - گروههای آموزشی در دوشنبه 14 فروردین 1385
 

نظرات (

 
 

 
نمازشكایت
مرتبط با : عمومی

سحر, كه نسترن سرخ باغ همسایه

فرستد از لب ایوان به آفتاب درود

وآبشار غرلهای شاد گنجشكان

ز اوج سبز درختان,به كوچه می ریزد

و خانه از نفس گرم یاس لبریز است

من از سرودن یك شعر تازه می آیم

كه ذره ذره وجودم در آن ترانه تلخ

به های های غریبانه اشك ریخته اند

*

كنار نسترن سرخ باغ همسایه

من از ستاره شفاف صبح می پرسم:

((تو شعر می دانی؟))

ستاره جای جواب

به بی تفاوتی آفتاب می نگرد

*

((تو هیچ می بینی؟))

                   -دوباره می پرسم-

ستاره اما از دشت بی كرانه صبح

به من - چو گم شده ای در سراب – می نگرد!

*

نگاه كن!

مرا مصاحب گنجشك های شاد مبین!

مرا مشاعر گلبرگ های یاس مدان!

كه من تمامی شب,

در آن كرانه دور,

میان جنگل آتش

          میان چشمه خون

به زیر بال هیاهوی مرگ زیسته ام

و تا سپیده صبح

به سرنوشت سیاه بشر گریسته ام!

*

((- تو هیچ می گریی؟))

                   - باز از ستاره می پرسم –

ستاره – اما- با دیدگان اشك آلود

به پرسشی كه ندارد جواب می نگرد!

*

-((بگو

صدای من به كسی می رسد در آن سوی شب؟

بگو, كه نبض كسی میزند در آن بالا؟))

ستاره می لرزد!

-((بگو!

          مگر تو بگویی

                   در این رواق ملال

كسی چون من به نماز شكایت ایستاده است؟))

ستاره می سوزد

ستاره می میرد

و من تكیده و غمگین به راه می افتم

و آفتاب همان گونه سر كش و مغرور

به انهدام جهان خراب می نگرد....

 

 >>فریدون مشیری<<


  

 
  نوشته شده توسط گروه ادبیات - گروههای آموزشی در چهارشنبه 9 فروردین 1385
 

نظرات (

 
 

 
بهترین رمان: آنا کارنینا
مرتبط با : گنجینه های آشکار

می خواهم برایتان از یک کتاب حرف بزنم رمانی که بهترین است ٫ و شاید در تمام عمر باقی مانده از تاریخ ٫ کتابی این چنین خلق نشود .

 خالق این اثر لئون تولستوی
   در نهایت هنر از خدا ٫ تولد ٫ زندگی ٫ عشق ٫ مرگ  و تمامی احساساتش با خواننده های کتابش حرف می زند.
و سخاوتمندانه  ((چگونه بودن )) را ٫ ((چگونه آمیختن )) را و ((چگونه زیستن )) را به هر کس از دیدگاه خودش نشان میدهد.
و تمام اینها در تراژدی است به نام  :
  آنا کارنینا   
 
نمی خواهم بنشینم و به جای تولستوی داستان را تعریف کنم
می خواهم شما را به او و این داستان نزدیکتر کنم  (مرا که این داستان جادو کرده است! )
کتاب با این جمله آغاز می شود :
((انسانهای خوشبخت همه شبیه یکدیگرند  اما انسان های بدبخت ٫ هر یک به نحوی بدبختند.))
 
کششهای دراماتیک در این داستان در اوج هستند . نویسنده در متن داستانی عاشقانه ٫ از
زندگی اشرافی روزگار خودش نیز سخن می گوید .
آنا ٫ بانویی است زیبا و زیرک و مهربان  ٫ که چون جواهری ٫ در محافل اشرافی تمام روسیه می درخشد . 
 سر آغاز پرده دوم این داستان دیداری است ٫ در ایستگاه قطار   و رقصی شبانه در محفلی اشرافی   این دیدار ٫ زندگی آنا را دچار تغییرات زیادی  میکند.
 و پس از تمام فراز و نشیب ها ٫ این تراژدی ٫ نه در خوابی که آنا می بیند ٫بلکه در یک ایستگاه قطار نیز به پایان میرسد .
منبع : گروه ترانه ها

  

 
  نوشته شده توسط گروه ادبیات - گروههای آموزشی در چهارشنبه 9 فروردین 1385
 

نظرات (

 
 

 
کتاب های پائولو کوئیلو
مرتبط با : گنجینه های آشکار

خاطرات یک مغ

نوشته : پائولو کوئلیو

برگردان : آرش حجازی

240 صفحه : چاپ هفتم :  1381 انتشارات کاروان

 

کسی که از پس حکمت می شتابد، به راهی برای دست یافتن به رویایش نیاز دارد. روان انسان با جست و جوی ابدی معابدی که بتوانند در گشودن رازها یاری اش کنند، از تمامی روشنائی هائی که شب اسرارشان را می شکافد، بهره می گیرد. بدین گونه، خاطرات یک مغ، هدیه گران بهائی است که همه چیز به ما می دهد. معجزه این کتاب در این است که وعده می دهد که تنها با پاها و گام های خود، قادری سراسر راهت را بپیمائی، به رویایت دست یابی و شمشیرت را پیدا کنی. همانند یعقوب قدیس، ایمان و شیفتگی پائولو کوئلیو آشکار است. با او که آشنا شدم، تصور نمی کردم که هنوز کسی می تواند در گشودن جهانی تازه کمکم کند.اما پائولو کوئلیو به من آموخت که جهان اسرار، بسیار عظیم تر از باور من است. او به من نشان داد که برای کشف اسرار، اتحاد منطقی جدی با اشراقی روشنگر و خارق العاده لازم است. قداستی که به مغ الهام می بخشد، برای تشخیص حقیقت پنهاد در پس ظاهر ملموس به کار می رود.

کلودیا کاستلیو برانکو  

 

  بریدا

نوشته : پائولو کوئلیو

برگردان : آرش حجازی

336 صفحه : چاپ هشتم :  1381 انتشارات کاروان

 

پیمودن جاده سانتیاگو، الهام بخش پائولو کوئلیو در رمان کلاسیکش "کیمیاگر" بود و پیمودن جاده رم، الهام بخش "بریدا"، داستان دختر ایرلندی جوانی که می خواست جادوگر شود. بریدا ناچار است میان دو سنت کهن یکی را برگزیند: سنت ماه مکتبی اسراری است که برای دست یافتن به آن، باید تمرین های دشوار و آئین های گوناگون را به کار برد. سنت خورشید سنت هزاران ساله بشر برای دست یافتن به معرفت است و در آن تنها یک اصل حاکم است: اعتماد به شب تاریک ایمان؛ و تنها یک تمرین وجود دارد: نیایش به درگاه خدا، با قلب و روح. بریدا باید دریابد که عطیه روحانی اش او را به حرکت در کدام یک از این دو سنت وا می دارد. به باور کوئلیو، یگانه راه کشف ماهیت راستین خویشتن، عشق اشت: "عشق یگانه پل میان جهان مرئی و نامرئی است. وقتی عشق می ورزیم، می خواهیم از آن چه هستیم، بهتر باشیم و می توانیم." 

 

  کیمیاگر

نوشته : پائولو کوئلیو

برگردان : آرش حجازی

288 صفحه : چاپ هشتم :  1382 انتشارات کاروان

داستان بلند کیمیاگر که در سال های اخیر جهان را افسون کرده است، در واپسین سال های سده بیستم، پدیده ای جهانی شده است. داستان چوپان جوانی که به دنبال رویائی مکرر، زندگی روزمره خود را کنار می گذارد و به سوی گنجی نهفته در میان شنزارهای پهناور افریقا می رود و در این سفر، با معنای هستی و افسانه شخصی و اکسیر اعظم و خودش روبه رو می شود و با سراسر کائنات پیوند می یابد.

این کتاب که تا کنون در بیش از یکصد کشور، زندگی آدمیان بسیاری را دگرگون کرده است، اینک با تابلوهای رنگی مبیوس، نقاش فرانسوی، مصور شده است. 

 

  نامه های عاشقانه ی یک پیامبر

نامه های جبران خلیل جبران به ماری هسکل.

گرداوری و اقتباس آزاد: پائولو کوئلیو

برگردان : آرش حجازی

192 صفحه : چاپ هشتم :  1382 انتشارات کاروان

در این کتاب، کوئلیو با گرداوری و بازنویسی نامه های جبران خلیل جبران، نویسنده شهیر لبنانی ، می کوشد مردی را که در پس اثر عظیم "پیامبر" نهفته است، از نگاهی دیگر بشناسد

    

  مکتوب

نوشته : پائولو کوئلیو

برگردان : آرش حجازی

192 صفحه : چاپ پنجم :  1381 انتشارات کاروان

مکتوب، مجموعه نوشته های کوتاه، حکایت ها و تاملات  پائولو کوئلیو است که به برداشت های وی از جهان هستی و زندگی می پردازد. وی نوشته ها را ابتدا در برزیل منتشر کرد و بعد آن ها را گرد آورد. جالب آن که او در متن پرتغالی نیز عنوان مکتوب را برای کتاب خود برگزیده است. 

 

  دومین مکتوب

نوشته : پائولو کوئلیو

برگردان : آرش حجازی

160 صفحه : چاپ پنجم :  1381 انتشارات کاروان

دومین مکتوب، مجموعه نگرش ها و برداشت های کوتاه پائولو کوئلیو است که هرچند در ظاهر بدون پیوستگی می نمایند، آن گاه که در مجموعه ای کنار هم قرار گیرند، به تار و پود هم، بافت زیبایی می بخشند که هریک در این زیبائی ، وظیفه و افسانه شخصی خود را دارد.

 

  کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

نوشته : پائولو کوئلیو

برگردان : آرش حجازی

 ص226 صفحه : چاپ چهارهم :  1382 انتشارات کاروان

این کتاب، نخستین بخش از مجموعه ی سه گانه ی "و در روز هفتم است و به یک هفته از زندگی دختر جوانی به نام پیلار اشاره می کند و می گوید در دوره های کوتاهی ممکن است دگرگونی های عمیقی در زندگی انسان رخ دهد که اصلا انتظارش را ندارد. کوئلیو در این کتاب ادعا می کند که عشق می تواند ما را به دوزخ یا بهشت ببرد، اما ما را همیشه به جایی که باید می رساند. عشق میان دو شخصیت اصلی داستان، زندگی آن ها را به راهی مبدل می کند که به خدا می رسد. عشق مریم مقدس نیز در سراسر داستان، آن ها را در بر می گیرد و نمی گذارد احساس وانهادگی کنند. پیلار تصور می کند تمام آن چه که در تمام زندگی برایش اهمیت داشته، در یک هفته، سخاوتمندانه به او ارزانی شده، بنابراین قلبش را به روی عشق می گشاید و نور عشق را در خودش غرق می کند.  هر چه بیشتر عشق بورزیم، تجربه روحانی مان بیشتر خواهد بود و دیر یا زود باید بر هراس خود غلبه کنیم.

 

  ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد

نوشته : پائولو کوئلیو

برگردان : آرش حجازی

ص240صفحه : چاپ چهاردهم :  1382 انتشارات کاروان

 این کتاب، دومین بخش از مجموعه ی سه گانه ی "و در روز هفتم" است . رمانی درباره شیفتگی و جنون. ورونیکا دختر جوانی است که به دلیل آزادی مطلق، مرگ را می جوید، اما فقط زندگی را می یابد. او نزدیک یک هفته بین زندگی و مرگ سرگردان است، اما آگاهی اش از مرگ، سبب می شود شدیدتر زندگی کند و کارهایی را انجام دهد که پیش از آن هرگز نکرده بود. به آن چه ندارد می اندیشد و زندگی اش را دوباره ارزیابی می کند. او هر روز را معجزه ای می داند. این کتاب بیان می کند که اگر انسان تعداد مسائل غیرمنتظره را در نظر بگیرد که می تواند در هر ثانیه از هستی شکننده ما رخ دهد،، به راستی هر روز برای او معجزه ای خواهد بود. کوئلیو در داستان تکان دهنده ورونیکا، بر اساس تجربه شخصی خودش ما را به تماشای جهانی ورای زندگی روزمره می برد و از افرادی می گوید که در قالب های اجتماعی که از پیش به عنوان طبیعی در نظر گرفته شده اند، نمی گنجند، و خود را مجبور به یافتن راهی نوین می کنند. رمان های "کنار رود پیدرا" و "شیطان و دوشیزه پریم" دو بخش دیگر از مجموعه ی سه گانه "و در روز هفتم" هستند.

 

  شیطان و دوشیزه پریم

نوشته : پائولو کوئلیو

برگردان : آرش حجازی

ص240 صفحه : چاپ هفتم :  1382 انتشارات کاروان

دهکده ای درگیر آز، هول و هراس... مردی اسیر شبح گذشته ای دردناک. دختر جوانی در جست و جوی خوشبختی... برای تصمیم گیری فقط هفت روز فرصت است. رزم در کنار فرشتگان، یا شیاطین؟ در این هفته طولانی و تکرارناشدنی، هر کدام پیمان خویش را پیش می گذارند: نیک یا بد؟ ویسکوز، دهکده ای کوچک و از یاد رفته در زمان و مکان، میدان این نبرد هولناک خواهد بود... بیگانه ای اسرارآمیز وارد دهکده می شود و از آن دم، دهکده درگیر نقشه ای مکارانه می شود که اثر آن هر گز از روح هیچ یک از ساکنان  دهکده پاک نخواهد شد. بیگانه از دوردست آمده است، به جست و جوی پاسخی برای پرسشی نگران کننده : انسان در ذات خویش نیک است یا بد؟ شیطان و دوشیزه پریم درستی و راستی انسان را به طور هولناکی می آزماید.

 

  عطیه برتر

نوشته : پائولو کوئلیو

برگردان : آرش حجازی

 ص144 صفحه : چاپ پنجم :  1382 انتشارات کاروان

عطیه برتر که نام دیگر آن "رساله ای درباره عشق " است، ساختار داستانی ندارد. کوئلیو در این کتاب مدعی است که والاترین ارزش بشری، عشق است و تمامی ارزش های دیگر، مستحیل در عشق اند و با عشق توجیه می شوند. در واقع همه چیز ناپایدار و فانی است و تنها عشق است که می ماند. این کتاب اشاره می کند که باید با تمامی شور عشق ورزید، چرا که عشق، کثرت گناهان را می پوشاند و قانونی است که در خود تمامی قانون های دیگر را خلاصه می کند. واژه های خالی از عشق، ما را جذب نمی کنند، هرچه هم که منطقی و هوشمندانه بنمایند. عطیه برتر می گوید که زندگی با تمام امید، ترس ها و لحظه های تلخ و شیرینی که دارد، فقط فرصتی برای آموختن عشق است.

 

  کوه پنجم

نوشته : پائولو کوئلیو

برگردان : آرش حجازی

 ص256 صفحه : چاپ اول :  1382 انتشارات کاروان

کوئلیو در کوه پنجم سفر روحانی ایلیای نبی را به داستان می کشد. در هرج و مرج سده نهم پیش از میلاد، ایزابل، شاهدخت فینیقی، همسر پادشاه اسرائیل، دستور اعدام تمام انبیای بنی اسرائیل را صادر می کند که حاضر به پرستش بعل نیستند. ایلیای بیست و سه ساله به دستور خدا از اسرائیل می گریزد و در شهر کوچکی به نام صرفه در لبنان، پناه می گیرد و بیوه زنی، عشق و زندگی خود را نثار او می کند. اما عمر این عشق کوتاه است و تمام آرزوهای ایلیا بر باد می رود. اما او برگزیده شده است تا در آزمون تکان دهنده ی ایمان، بر ناکامی های خویش غلبه کند. داستان ایلیا، داستان مقاومت و امید است، و سفری که هرگز از یاد نخواهد رفت. کوه پنجم ادعا می کند که نباید فاجعه را مجازات دانست، بلکه مبارزه ای است پیش روی هر انسان. این داستان از گذشته بر می خیزد، اما مضمون آن هرگز کهنه نخواهد شد.  

 

  قصه هایی برای پدران، فرزندان و نوه ها

نوشته : پائولو کوئلیو

برگردان : آرش حجازی

 ص288 صفحه : چاپ سوم :  1382 انتشارات کاروان

این کتاب مجموعه از قصه های حکمت آمیز تمام ملل جهان است که پائولو کوئلیو در طول سال ها گرد آورده و باز نویسی کرده است. از تجربیات شخصی خودش تا کلمات حکمت آمیز شمس تبریزی، ابوسعید ابوالخیر و کنفوسیوس، مجموعه حکمت آمیزی از قصه های زیبای تمامی اعصار پدید آورده است. .

 

  قاموس فرزانگی

نوشته : پائولو کوئلیو

گرداوری و برگردان : آرش حجازی

 ص288144 صفحه : چاپ اول :  1382 انتشارات کاروان

این کتاب مجموعه از گفتار های کوتاه پائولو کوئلیو است که از میان مجموعه آثار او انتخاب شده است. این کتاب نفیس، به صورت دو رنگ منتشر شده و می تواند هدیه بسیار زیبائی برای هر دوست عزیزی باشد.


  

 
  نوشته شده توسط گروه ادبیات - گروههای آموزشی در چهارشنبه 9 فروردین 1385
 

نظرات (

 
 

 
اسطوره ی نوروز
مرتبط با : عمومی

( در دین گوید که آفریدگان گیتی را به سیصد و شصت روز آفریدم که

 شش گاه ِگاهنبار است ، ( که ) به سالی انگاشته ( شود ). همی نخست روز بشود ، پس شب آن روز را گیرد و درآید. )
کتاب بندهشن – کتاب آفرینش در آیین زرتشت – ترجمه مهرداد بهار

تاریخ نوروز و تحولات کمی و کیفی آن :
تاریخ ِآغاز ِمراسم باشکوه عید نوروز به جمشید شاه بازمی گردد. او که در زمان سلطنت در آبادانی ِایران و آسایش خاطر ِمردم از هجوم بیگانگان ، نقش بسیاری داشت. روزی سفر یا در واقع معراجی با تخت زرینش به آسمان ( بسوی خورشید ) داشت ، پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را (( نوروز)) نامید.
این گاهنبار ( جشن ) ( که از آن در گاتهای زرتشت نامی برده نشده و تنها در یکی از یشتها بنام فروردین یشت ، ذکر و ستایش این گاه نگاشته شده ) پس از جمشید شاه سال به سال بر اهمیت و فراگیری آن افزوده شد.
در زمان هخامنشیان و ساسانیان نوروز بعنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه ( نه فقط زرتشتیان ) اجرا می شده.
با هجوم قوم عرب و نفوذ فرهنگ اسلامی و تطبیق فرهنگ ایران ِزرتشتی با اسلام ، برداشتهای اسلامی از سنتهای ایرانی از جمله نوروز صورت گرفت. از آنجمله از زبان و قلم اندیشمندان اسلامی رفت که : خداوند حضرت آدم را در اول فروردین آفرید و پیامبر گرامی اسلام ، حضرت علی (ع) را در این روز در دشت غدیرخم به امامت و ولایت معرفی کرد و ...
به این ترتیب نوروز و صدها سنت اصیل ایرانی به مدد فرهنگ تطبیقی و التقاطی ِخاص ایران به سنتهای اسلامی وارد شد.
در طی سالیان پر فراز و نشیب ِتاریخ ایران کوششهایی یا از روی دشمنی یا نادانی و یا درد دین (!) برای کمرنگ کردن و بی اهمیت جلوه دادن نوروز صورت گرفت. بنابر نمونه ، امام محمد غزالی در کیمیای سعادت سفارش می کند که : (( ایرانیان ، جشن ِنوروز و سده را نگیرند! چراغانی نکنند! لباس ِنپوشند! حتی عزاداری کنند تا مجوس از بین برود!! ))
اما انگار این افکار منور و انقلابی (!) کمی زیادی انقلابی بود ، چون هیچگاه اجرا نشد!
و امروزه نیز اگرچه از تشریفات بسیار و تنوعات قومی ِنوروز کاسته شده اما بنظر می آید جشن مبارک نوروز را دیگر کسی نمی تواند از ایران جدا کند. حتی اگر افراد و مسئولانی نادان ، احمقانه عنصر هویت ملی را مقابل ِهویت مذهبی ایرانیان قرار دهند و ملیت را خطری برای دیانت ِنیم بند!!
اسطوره ها ، رسوم و فلسفه ی آنها :
نیاز به تولدی دوباره ، پاک شدن از آلودگی ها و اشتباهات ِگذشته و شروع ِیک زندگی ِنو در وجود آیین زرتشت و ایران ِباستان بصورت اعتقاد به یک نقطه عطف خاص یعنی آفرینش متمرکز شده است.
طبیعت پس از گذران ِدوره ای سرد و بی محصول ، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفریده می شود. ( در اسلام و همچنین عرفان ِاسلامی موضوع خلق مدام ، منطبق با این عقاید ایران باستان است ) انسان نیز باید بعنوان یکی از مخلوقین ِالهی سعی کند همراه طبیعت به رستاخیز برخیزد.
ماه فروردین را ماه ِفَروَهَرها یا فَروَشی ها می نامند. و آن عید اموات است. درین ماه بدلیل رستاخیز ( نو شدن ِموقت دنیا ) پرده ی میان زنده گان و مردگان به کناری رفته و ارواح ِنیک ِدرگذشتگان به ملاقات ِزندگان می شتابند. رسم معروف قاشق زنی ، نیز از همین اعتقاد نشات می گیرد. ارواح ِنیک بصورت افرادی که رویشان پوشیده ست به پشت در خانه های زنده ها آمده و زنده ها نیز به آنان به رسم یادبود و برکت هدیه ای می دهند. و نیز تمیز کردن خانه ها و روشن کردن چراغها و شمعها در زمان تحویل سال برای رضایت خاطر و هدایتِ فرورها ست.
در روز ابتدای فروردین ، که بنام ِپاک و برکت دهنده ی اهورامزدا( خدای پاک ) مزین شده است ، خورشید وارد برج حَمَل شده و جهان از نو آفریده می شود.
ایرانیا قدیم برای استقبال از سبزی ِبهاران ، 25 روز مانده به فروردین بر 12 ستون ِخشتی یا سنگی سبزه می کاشتند. ( 12 ستون ، اشاره به اعتقاد ِکهن ِقرار گرفتن ِجهان بر روی 12 ستون )
ششمین روز ِفروردین که بنا به نظرات بسیاری محققان و موبدان زرتشتی ، سالروز تولد زرتشت اسپنتمان است ، به نوروز ِبزرگ معروف است. (( آورده اند که در بامداد ِآن روز به کوه ِبوشنج شخص ِخاموشی که دسته ای از گیاهان ِخوشبو در دست دارد ساعتی نمایان است ، سپس پنهان می شود و تا سال ِدیگر در همین هنگام دیگر نمایان نمی گردد.
و نیز :
در این روز مردم به یکدیگر آب می پاشند و دلیل ِآن همان خود شستن و پاکیزگی ست.
پارسیان در تمامی روزهای فروردین خانه های خود را چراغانی کرده و چوبهای خوشبو می سوزانند و شمع ها را روشن نگاه می دارند.
خوانچه ای پهن می کنند که بر آن هفت چیز که نامشان با حرف ِسین شروع شده باشد می گذارند ( هفت سین ). مانند :
سبزه : نمودار ِگلهای زیبا و زینتی ، سرسبزی و خرمی . سیب : میوه ای بهشتی و نماد ِزایش . سمنو : از جوانه ی گندم ، نمود رویش و برکت . سنجد : بوی برگ و شکوفه ی آن محرک ِعشق و دلباختگی ست. و ...
آینه و شمع بر سر سفره هفت سین نیز نماد ِنور و روشنایی و شفافیت است. معمولا تخم مرغ نیز بر سر سفره ی هفت سین هست که نماد ِنطفه و باروری و زایش است. نیز در اساطیر ِایران ، جهان ، تخم مرغی شکل است ، آسمان چون پوسته ی تخم مرغ و زرده اش نمودگار زمین است. ماهی ِزنده نیز نماد سرزندگی و شادابی ست.
... و هزاران فلسفه و رسوم متفاوت که در گوشه و کنار ِایران عزیزمان پراکنده ست . در بعضی از کشورهای شرق آسیا مانند چین ، هند و پاکستان نیز هر ساله مراسمی شبیه به نوروز انجام می شود.
و اما ، حکایت نوروز نه حکایت ِچسبیدن ِمتعصبانه به سنتها و نه پان ایرانیست شدن است بلکه فراگیری و عمل به فلسفه ی نو کردن ِافکار و دلهایمان است و چه چیزی بهتر از آن که تمام اشتباهات گذشته را به خداوند همواره بخشنده بسپاریم و با روحی آزاد و آزاده ( زندگی ) کنیم!

در این زمینه :

 کتابهای ( دیدی نو از دینی کهن اثر دکتر فرهنگ مهر) ( بندهشن نوشته فرنبغ دادَگی ترجمه مهرداد بهار ) ( اساطیر و فرهنگ عامه ی ایران اثر دکتر جابر عناصری ) ( اسطوره ی بازگشت جاودانه اثر میرچا الیاده ) ( اساطیر ایران باستان اثر عصمت عرب گلپایگانی )


  

 
  نوشته شده توسط گروه ادبیات - گروههای آموزشی در چهارشنبه 2 فروردین 1385
 

نظرات (

 
 

 
عید نوروز چگونه شكل گرفت ؟
مرتبط با : عمومی

انسان از نخستین سالهای زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویداد های طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و نا هماهنگی هایی كه در تقویم قمری ، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم گردیده است و همانطور كه ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ﴿ یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم ﴾ روز هرمز از ماه فروردین بود ، وقتی كه آفتاب در نصف النهار در نقطه ی اعتدال ربیعی و طالع سرطان بود.

پیدایش جشن نوروز

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری مثل فردوسی ، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بود. نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند. در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز بر گزار میشده و ابوریحان نیز با آنكه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور میشود كه: آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت اگر چه پیش آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.

جشن نوروز

جشن نوروز دسته كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید، یك ماه می نویسد: چون جم در گذشت پادشاهان همه روز های ماه را عید گرفتند. عید ها را شش بخش نموده اند: پنج روز نخست را به پادشاهان اختصاص می دادند، پنج روز دوم را به اشراف ، پنج روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، پنج روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، پنج روز پنجم را به توده مردم و پنج روز ششم را به بزرگان. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز ، دست كم از "چهارشنبه آخر سال" آعاز و "در سیزده به در" پایان می پذیرد. از آداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه ، چهارشنبه سوری ، خانه تكانی ،عیدی دادن و سفره ی هفت سین یاد كرد.

پنجه ﴿ خمسه مسترقه ﴾

بنا بر سال نمای كهن ایران هر یك از دوازده ماه سال ۳۰ روز است و ۵ روز باقیمانده سال را پنجه ، پنجك یا خمسه مسترقه می نامند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند. از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنچه تا سال ۱۳۰۴ كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را ۳۱ روز قرار داد برگزار می شد.


  

 
  نوشته شده توسط گروه ادبیات - گروههای آموزشی در یکشنبه 21 اسفند 1384
 

نظرات (

 
 

 
مطالب پیشین
:: چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!
:: لطفا کمی مکث کنید !!!
:: سرود گل
:: سرود گل
:: حتی اگر نباشی...
:: زنگ انشا
:: جدید ترین مقالات انشا و نگارش
:: نوشتن خلاق
:: آموزش انشا نویسی در دوره راهنمایی
:: تقویت قوه تجزیه و تحلیل دانش آموزان در درس انشا
:: ضعف املا در پایه اول راهنمایی
:: خلاقیت درانشا و انشا نویسی
:: عقاب ها
:: ارزش یک تبسم :
:: اختتامیه جشن نوروزی

» لیست کامل مطالب ارسالی
 



 

( تعداد کل صفحات: 5 )

1 2 3 4 5

 

 

-

جستجو در وبلاگ
 
 

 
پیوند های روزانه

گفتاری چند

روانشناسی و روان سنجی

یاران مدرسه

جملات طلایی روانشناسی و مشاوره

ارزشیابی.وبلاگ نویسی.روانشناسی

آموزش ابتدایی بوستان و گلستان

ارسال پیوند جدید

مشاهده لیست کامل پیوندهای روزانه



 
آرشیو ماهانه

دی 1388

اسفند 1385

بهمن 1385

اردیبهشت 1385

فروردین 1385

اسفند 1384

بهمن 1384

آذر 1384

آبان 1384

لینک مشاهده لیست کامل آرشیو ماهانه



 
دوستان من

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ادبیات بجنورد

ارزشیابی توصیفی

کتاب رایگان. کتابهای فارسی

فرهنگ و ادب فارسی دبیرستان

شبکه مدرسه

شعر نو

شاهنامه ی فردوسی

گروه ادبیات فارسی دامغان

گروه‌ ادبیات فارسی تهران

تازه های شعر و ادب

گروه ادبیات متوسطه بیرجند

ایران کلوپ

گروه های آموزشی

لینک مشاهده لیست کامل پیوندها



 
 
 

صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لینك آر اس اس | تماس با ما | تم دیزاینر

 
 

  .:: Weblog Theme By : wWw.Theme-Designer.Com ::.