تبلیغات
ادبیات فارسی
ارایه ها ، اشعار ، اصطلاحات ادبی، نثر ، سجع ، نویسندگان بزرگ ، شاعران بزرگ ، انشا نویسی ، اموزش انشا نویسی
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : دوشنبه 7 دی 1388
نظرات

خدا یا کفر نمی گویم!

پریشانم 

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! 

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی


خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی 

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی 

نمی‌گویی؟!


خداوندا! 

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

 

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت

خداوندا تو مسئولی

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!


دکتر شریعتی


با تشکر از سایت قندون



مرتبط با: مقاله های ادبی ,
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : جمعه 17 آبان 1392
نظرات


افضل الدین بدیل بن علی متخلص به "خاقانی" متولد و اهل شروان، متوفی در تبریز. تولد حدودا ۱۱۲۰ میلادی - درگذشت حدود۱۱۹۰ میلادی (متاسفانه هیچ یک از دو تاریخ نه دقیقا در دست است و نه می شود با اطلاعات موجود این دو تاریخ را دقیقا تعیین کرد). خاقانی بدون شک از بلندپایه ترین شاعران پارسی است و حتی در میان بزرگ ترین شاعران پارسی هم کمتر کسی به اندازهٔ خاقانی مورد استقبال و حتی اقتباس دیگر شاعران قرار گرفته است. حتی شاعرانی به بلند پایگی سعدی و حافظ , از بسیاری از ابداعات و مضامین و ساختهای خاقانی استقبال کرده و از آنها مستقیما در اشعارشان استفاده کرده اند.


ادامه مطلب
مرتبط با: مقاله های ادبی ,
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : پنجشنبه 16 آبان 1392
نظرات
          

نانوایی به خمیر گیری مشغول شد ولی عشق به تحصیل علم و کمالات، او را به مکتب خانه کشاند لذا در همان شیراز به تحصیل علم و کمالات پرداخت. در مجالس علما و فضلای بزرگ که یکی از آنها "قوام الدین عبدالله" بود، شرکت کرد و کسب علم کرد. او شروع به حفظ قرآن کرد تا اینکه قرآن را از حفظ کرد و حافظ کل قرآن به چهارده روایت شد و از این رو به دستور "قوام الدین" لقب حافظ گرفت و متخلص به حافظ شد و به دلیل شیوائی سخن و کلامش به «حافظ شیرین سخن» و «حافظ خوش کلام» معروف شد. او در جمیع اخلاق، سرآمد و دور از هر گونه ریا و تزویر بود. حافظ از شاعران بزرگ و مشهور است. شهرت اصلی او بیشتر در غزلسرایی است. هر چند که چندین قصیده عالی و چند منظومه کوتاه و محکم و نیز رباعیات، قطعاتی سروده است. او را نمی توان در ردیف شاعران تک بعدی و تک ساحتی محسوب و تفکر شاعرانه اش را تنها به یک وجه خالص، تفسیر و تاویل کرد.


ادامه مطلب
مرتبط با: مقاله های ادبی ,
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : پنجشنبه 16 آبان 1392
نظرات
                

" حسین ممتحنی » با نام شاعری « حمید سبزواری » در سال( 1305 هجری شمسی) در سبزوار به دنیا آمد . سبک شعر سبزواری خراسانی و عراقی است  . سبزواری از سرودسرایان بر جسته ای است که تا کنون بیش از 200 سرود ساخته است . سروده های او اغلب در قالب قصیده ، غزل ، مثنوی و قطعه است . گاهی نیز به شیوه ی (( نیما یوشیج )) شعر می سرود . وی از پیشگامان شعر و شاعری در زمینه ی سروده های انقلابی است .   سروده های مشهور " خمینی ای امام " ، " بانگ آزادی " و ... از سروده های اوست.



ادامه مطلب
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : پنجشنبه 16 آبان 1392
نظرات

( تندیس رودکی در پنجکنت تاجیکستان.)


ابوعبدالله جعفربن محمدبن حکیم‌بن عبدالرحمن‌بن آدم رودکی

زادروز : اواسط قرن سوم هجری قمری  پنجکنت

درگذشت : ۳۲۹ هجری قمری   ۹۴۱ میلادی    پنجکنت

آرامگاه : بنجرودک تاجیکستان بنجکنت (تاجیکستان)

محل زندگی : پنجکنت و بخارا

پیشه : شاعر، موسیقی دان، مترجم

لقب : پدر شعر فارسی، استاد شاعران

دوره : سامانیان

مذهب : اسماعیلی

آثار : مثنوی کلیله و دمنه، دیوان اشعار

فرزندان : عبدالله

والدین : جعفر بن محمد

گفتاورد : هیچ گنجی نیست از فرهنگ به 

ادامه مطلب
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : پنجشنبه 16 آبان 1392
نظرات
                                                       

محمدعلی بهمنی
زادهٔ فروردین 1321 در شهر دزفول شاعر و غزل سرای ایرانی است. شعر بهمنی نیز البته شاید با خود او متولد شده باشد، گرچه بسیاری بر این عقیده‌اند که غزل‌های او وام‌دار سبک و سیاق نیما یوشیج ست . نخستین شعر بهمنی در سال 1330، یعنی زمانی که او تنها ۹ سال داشت، به چاپ رسید.



ادامه مطلب
مرتبط با: مقاله های ادبی ,
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : پنجشنبه 16 آبان 1392
نظرات

او در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد. پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. برادران ابتهاج عموهای او بودند. هوشنگ ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه‌ها منتشر کرد. ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالی شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه‌ای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد، ابتهاج شعری به نام کاروان(دیرست گالیا...)بااشاره به همان روابط عاشقانه‌اش در گیر و دار مسایل سیاسی سرود. ابتهاج مدتی به عنوان مدیر کل شرکت دولتی سیمان تهران به کار اشتغال داشت


ادامه مطلب
مرتبط با: مقاله های ادبی ,
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : جمعه 11 اسفند 1385
نظرات
رسیدن به اوج کار راحتی نیست ،اما در اوج ماندن کار بسیار سختی است .
زمانی عاشق می شوی که در قلبت جایی برای عشق وجود داشته باشد.
آینده از آن توست ، اگر از امروزت حداکثر استفاده را ببری .
تنها زمانی پیر شده ای که احساس پیری کنی.
توانمندی و قابلیتهای تو به اندازه ای است که آنها را ببینی.
یاس و ناامیدی تنها به دنبال آدمهای ضعیف می گردند.
تنها زمانی به عقب برگرد که بخواهی درسی از گذشته ات بگیری.
کسانیکه سریعتر میروند همیشه زودتر به مقصد نمی رسند.
قدرت واقعی در منطق قوی تو نهفته است.
تاریکی و سکوت شب زیباست به شرط آنکه در آن تاریکی ، روشن فکر کنی.
می توانید بهترین باشید ، کافی ست که بخواهید و اراده کنید، باور کنید.
به همین سادگی . لطفا کمی مکث کنید!!

مرتبط با: عمومی ,
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : جمعه 11 اسفند 1385
نظرات
 با همین دیدگان اشک آلود
از همین روزن گشوده بدود
به پرستو، به گل ، به سبزه درود ، به شکوفه ،
به صبحدم ، به نسیم
به بهاری که میرسد از راه ، چند روز دگر به ساز و سرود
ما که دل هامان زمستان است
ما که خورشیدمان نمی خندد
ما که باغ و بهارمان پژمرد
ما که پای امیدمان فرسود
ما که در پیش چشم مان رقصید
این همه دود زیر چرخ کبود
سر راه شکوفه های بهار ، گریه سر می دهیم با دل شاد
گریه شوق با تمام وجود

                                                " فریدون مشیری "

مرتبط با: عمومی ,
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : جمعه 11 اسفند 1385
نظرات
 با همین دیدگان اشک آلود
از همین روزن گشوده بدود
به پرستو، به گل ، به سبزه درود ، به شکوفه ،
به صبحدم ، به نسیم
به بهاری که میرسد از راه ، چند روز دگر به ساز و سرود
ما که دل هامان زمستان است
ما که خورشیدمان نمی خندد
ما که باغ و بهارمان پژمرد
ما که پای امیدمان فرسود
ما که در پیش چشم مان رقصید
این همه دود زیر چرخ کبود
سر راه شکوفه های بهار ، گریه سر می دهیم با دل شاد
گریه شوق با تمام وجود

                                                " فریدون مشیری "

مرتبط با: عمومی ,