تبلیغات
ادبیات فارسی - دوستان ، شرح پریشانی من گوش كنید
ارایه ها ، اشعار ، اصطلاحات ادبی، نثر ، سجع ، نویسندگان بزرگ ، شاعران بزرگ ، انشا نویسی ، اموزش انشا نویسی
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : یکشنبه 23 بهمن 1384
نظرات

دوستان ، شرح پریشانی من گوش كنید

داستان غم پنهانی من گوش كنید

قصه بی سر و سامانی من گوش كنید

گفت و گوی من و حیرانی من گوش كنید

 

شرح این آتش جان سوز نگفتن تاكی؟

سوختم! سوختم! این راز نهفتن تاكی؟

 

روزگاری من ودل ساكن كویی بودیم

ساكن كوی بت عربده جویی بودیم

عقل و دین باخته، دیوانه رویی بودیم

بسته سلسله سلسله مویی بودیم.

 

كس درآن سلسله غیر از من ودل ،بند نبود

یك گرفتار از این جمله كه هستند ، نبود

 

نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت

سنبل پرشكنش هیچ گرفتار نداشت

این  همه مشتری وگرمی بازار نداشت

یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

 

اول آتكس كه خریدار شدش ، من بودم

باعث گرمی بازار شدش ، من بودم

 

                  عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او

                    داد رسوایی من شهرت زیبایی او

بس كه دادم همه جا شرح دل آرایی او

شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او

این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد

كی سر برگ من بی سرو سامان دارد؟

 

وحشی بافقی


مرتبط با: عمومی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.