تبلیغات
ادبیات فارسی - و ا ژگــــــان مـشـتــق
ارایه ها ، اشعار ، اصطلاحات ادبی، نثر ، سجع ، نویسندگان بزرگ ، شاعران بزرگ ، انشا نویسی ، اموزش انشا نویسی
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : دوشنبه 24 بهمن 1384
نظرات

در این مقاله سعی شده تا نکات مبهم واژگان مشتق بازگویی و برطرف شود . همان مقوله ای که هنوز هم بعضی از دبیران در آن شبهاتی دارند . مهم ترین عناوین این مقاله عبارتند از :

 تكواژ -  وند -  مهم ترین پیشوند ها- مهم ترین پسوند ها - مشتق مركب

واژگان مشتق


مرتبط با: دستور زبان ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
cam4 token hack v2.3 update دوشنبه 16 بهمن 1396 05:39 ب.ظ
قدردانی از این پست اجازه بدهید من آن را امتحان کنید.
How do you stretch your Achilles? جمعه 17 شهریور 1396 08:32 ق.ظ
Way cool! Some extremely valid points! I appreciate you writing
this article and also the rest of the website is also very good.
BHW جمعه 1 اردیبهشت 1396 05:41 ب.ظ
Hello, I think your website might be having browser compatibility
issues. When I look at your blog site in Ie, it looks fine but when opening
in Internet Explorer, it has some overlapping. I just wanted to give you a
quick heads up! Other then that, fantastic blog!
آدم یکشنبه 26 شهریور 1385 09:09 ق.ظ
استفاده پسوند یت به تكواژ استقلال چه اشكال دارد؟ چرا نویسنده های ما از واژه استقلالیت استفاده میكنند؟

آیا نوشتن خط مش به جای حط مشی چه عیب دارد؟ چرا افغانی ها به این كه ما استقلالیت و خط مش یا خط و مش مینویسیم ناراحت میشوند و آن را خلاف معیار دستور زبان عربی میشمارند در حالی كه ما این كلمات را با معیار های مارسی بكار میبریم/
ممنون
آدم
طلا بانو پنجشنبه 27 بهمن 1384 08:02 ق.ظ
سومی

و ما حیوانها از دست انسانها چقدر ترسان و لرزانیم
مرا جا ده برای لحظه ای اندک
که انسانی قفایم سخت می آید
چه می دانی ؟چه می بینی تو ای ساقی ؟
که انسانها
برای همدگر گرگان دندان تیز چالاکند
نمی بینم که انسانی حقوق همدگر داند
سرود یکدگر خواند
خدا را تو ای ساقی
مبندی در
مبندی در
که اینجا من نه انسانم
که حیوانم
وحیوانی که برترازچنین انسان حیوانم

طلا بانو پنجشنبه 27 بهمن 1384 08:02 ق.ظ
دومی

از این حیوان صفت انسانها خوردم
چه می دانی تو ای ساقی؟
چه می دانی ؟
تو آیا دیده ای خنجر بدست حیوان صفتها را
که پشت یکدگر از بهر مسکوکی دریده؟
و یا دیده ای آیا که انسانی وجود آن دگر برده؟
چه می بینی تو ای ساقی
ربا خواران وجود مسکنان خورده
گلو های بریده را تو هرگز دیده ای آیا؟
طلا بانو پنجشنبه 27 بهمن 1384 08:02 ق.ظ
در میخانه را بگشای ای ساقی
که من رم کرده حیوانم زانسانها
بریز از ساغر خوبت
از آن می که :
برایم مستی و دیوانگی آرد که تا هرگز نبینم روی انسانی
که این انسان
نه درد یکدگر داند نه حال یکدگر پرسد
وفا هرگز نمی یابم
صفا در کس نمی بینم
هزاران بار نارو را
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.