تبلیغات
ادبیات فارسی - عقاب ها
ارایه ها ، اشعار ، اصطلاحات ادبی، نثر ، سجع ، نویسندگان بزرگ ، شاعران بزرگ ، انشا نویسی ، اموزش انشا نویسی
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : چهارشنبه 16 فروردین 1385
نظرات

روزی، بر فراز چراگاهی بزرگ ،  گوسفندی  با بره اش  در  حال چرا كردن بودند. عقابی بالای سر این دو چرخ می زد و با چشمانی پر از گرسنگی گوسفند وبره اش

را بر انداز می كرد و می خواست به پایین بیاید و شكارش  را بگیرد. اما در همین

حین عقاب دیگری در آسمان پدیدار شد و بر بالای سر گوسفند و بره به پرواز در-

آمد . هنگامی كه ای دو رقیب همدیگر را دیدند با فریاد های خشم آلود جنگی تمام عیار را آغاز كردند . گوسفند نگاهی  به بالای سر خود انداخت و شگفت زده  شد.

سپس به بره ی خود رو كرد و گفت :

" چه شگفت كودك من!   این دو پرنده  شكوهمند با  هم  نبرد  می كنند  تا از مقدار بیشتری از آسمان  بهره مند  شوند ! آیا  وسعت این  فضای بیكرانه  برای هر دوی

اینها كافی نیست؟ بره ی كوچك من!  ای كاش  هر چه زود تر بین برادران  بالدارت صلح و دوستی بر قرار باشد!"

و بره در حالی  كه معصومانه  به آن  دو عقاب  می نگریست  این  آرزو را  در قلب كوچك خود تكرار كرد .

 

(جبران خلیل جبران)


مرتبط با: عمومی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
اخوان جمعه 18 فروردین 1385 02:04 ق.ظ
مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم ، مهم این است که در چه راستایی گام بر می داریم .

**هولمز**
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.