تبلیغات
ادبیات فارسی - هستی، با تمام بززگی هایش،كوچكی بیش نیست،
ارایه ها ، اشعار ، اصطلاحات ادبی، نثر ، سجع ، نویسندگان بزرگ ، شاعران بزرگ ، انشا نویسی ، اموزش انشا نویسی
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : گروه ادبیات - گروههای آموزشی
تاریخ : چهارشنبه 30 آذر 1384
نظرات

.

هستی، با تمام بززگی هایش،كوچكی بیش نیست، اگر با چشمان غبار آلودوخسته نگریسته شود و برای آسمان از پشت قاب پنجره جز تابویی كوچك وموهوم وجودی دیگر نمی توان قائل شد

ماهیان عرصه ی وجود را به اندازه ی دریا می بیند، چرا كه جز نیلگون فضای اطرافشان جهانی دیگرنمی شناسد،چون با آن همزاد شده اند

قاصدك،به اندازه ی پروازش زمین رازیرپا داردو خورشیدبه اندازه ی دستانش جهان را

ببار تا سبز نقاشی كنی...

چشمان خسته از واژه ای شش حرفی كه سر دفتر عاشقی را با آن صفایی است

به همراه

مطمئن باش تو اكنون لایق كلاس عشق هستی ، چون خود كلاس عاشقی را پشت سر گذاشته ای

پس به پاس این سلوك یادت نرود كه بر سر در كلاست همیشه این جمله را بیاویزی ؛

(( با دلی سرشار وارد شوید ، این جا كلاس عشق است. ))

.
« الف » آن با آصف ملك سلیمان همراه شو و با « دال » آن تا دنیای دوشینه های پر رمز و رازش خطر كن و با محمل « بای » آن به آرمانشهر بیت الغزلهای ابر مرد عاشق قدم بگذار و با كلید « یای » آن دروازه ی بوستان یاس های شیرین سخنانش را بازكن و با دیگر « الف » آن ازدلتنگی های خودت بخوان تا سبكبار با اكسیر « تای » آن به تولای ادیب ترین بی آغاز بی انجام نزدیك شوی.
.
.چشمه هر قدر جاری شود،زلال می ماند وامواج هر قدر جسارت كند،ساحل رادر كنار خود دارد و آسمان هر قدر ببارد،سبزنقاشی می كند.اكنون تو ای معلم كلاس عشق!
.

مرتبط با: مقاله های ادبی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.